بعد از تو ، دلتنگی ام را با اشک نوشتم، بسیار هم نوشتم. عاشقانه هم نوشتم. نمیدانم چند روز از رفتنت از این دنیا گذشته، از زمانی به بعد دیگر نخواستم روزهای نبودنت را شمارش کنم. میدانی چرا؟ فهمیدم که گویا تمام بی تابی و رنج من، مبارزه با خدا بوده، پناه بردم به آغوش او و از او خواستم پناه و آرامشم باشد و شد. اما نوشته هایم هنوز زنجیر ذهنم بودند، چه باید می کردم با سخنانی که از جانم برخاسته بود؟ چه می کردم تا از اسارتشان رها شوم؟...
۴۳۰...
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114