۶۵۶

خرید بک لینک

امکانات وب

کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یار سفرکرده ما بازآید

گو تو بازآی که گر خون منت در خورد است
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید

نام و ننگ و دل و دین گو برود این مقدار
چیست تا در نظر عاشق جانباز آید؟

من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمر
کاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آید

اگر این داغ جگرسوز که بر جان من است
بر دل کوه نهی سنگ به آواز آید!

من همان روز که روی تو بدیدم گفتم
هیچ شک نیست که از روی چنین، ناز آید

هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس
آن که محبوب من است از همه ممتاز آید

گر تو بازآیی و بر ناظر سعدی بروی
هیچ غم نیست که منظور به اعزاز آید

حضرت سعدی

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:37 توسط بانوی عشق  | 

۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:24

صفحه بندی