ساقی به کجا* که می پرستم(کسی)
تا ساغر می دهد به دستم
آن می که چو اشک من زلال است
در مذهبِ عاشقان حلال است
در می به امید آن زنم چنگ
تا باز گشاید این دلِ تنگ...
زین پیش نشاطی آزمودم
امروز نه آن کسم که بودم...
ساقی به من آور آن میِ لعل
کافکنْد سخن در آتشم نعل
آن می که گرهگشای کار است
با روح چو روح سازگار است...
ساقی ز خُم شرابخانه
پیش آر میی چو ناردانه
آن می که محیطبخشِ کشت است
همشیرهٔ شیرهٔ بهشت است
تا کی دم اهل، اهل دم کو؟
همراه کجا و هم قدم کو؟...
با هر که دراین رهی هم آواز
در پردهٔ او نوا همی ساز
در پردهٔ این ترانه تنگ
خارج بود ار ندانی آهنگ...
ساقی می مشکبوی بردار
بند از منِ چارهجوی بردار...
حکیم نظامی
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35