۴۳۰

خرید بک لینک

امکانات وب

شیخ مِهنه بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیمدید پیری روستایی را ز دورگاو میبست و از او میریخت نورشیخ سوی او شد و کردش سلامشرح دادش حال قبض خود تمامپیر چون بشنید گفت ای بوسعیداز فرود فرش تا عرش مجیدگر کنند این جمله پر ارزن تمامنه به یک کَرّت، به صد کَرّت مدامور بود مرغی که چیند آشکاردانهٔ ارزن پس از سالی هزارگر ز بعد آنکه با چندین زمانمرغ صد باره بپردازد جهاناز درش بویی نیابد جان هنوزبو سعیدا زود باشد آن هنوزطالبان را صبر میباید بسیطالب صابر نه افتد هر کسیتا طلب در اندرون ناید پدیدمشک در نافه ز خون ناید پدیدشیخ عطار + نوشته شده در جمعه پنجم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 20:40 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...ادامه مطلب

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 15:38

کجایید ای شهیدان خداییبلاجویان دشت کربلاییکجایید ای سبک روحان عاشقپرندهتر ز مرغان هواییکجایید ای شهان آسمانیبدانسته فلک را درگشاییکجایید ای ز جان و جا رهیدهکسی مر عقل را گوید کجاییکجایید ای در زندان شکستهبداده وامداران را رهاییکجایید ای درِ مخزن گشادهکجایید ای نوای بینواییدر آن بحرید کهاین عالم کف او استزمانی بیش دارید آشناییکف دریاست صورتهای عالمز کف بگذر اگر اهل صفاییحضرت مولانا + نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر ۱۴۰۳ ساعت 18:25 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...ادامه مطلب

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:24

کاروانی شکر از مصر به شیراز آیداگر آن یار سفرکرده ما بازآیدگو تو بازآی که گر خون منت در خورد استپیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آیدنام و ننگ و دل و دین گو برود این مقدارچیست تا در نظر عاشق جانباز آید؟من خود این سنگ به جان میطلبیدم همه عمرکاین قفس بشکند و مرغ به پرواز آیداگر این داغ جگرسوز که بر جان من استبر دل کوه نهی سنگ به آواز آید!من همان روز که روی تو بدیدم گفتمهیچ شک نیست که از روی چنین، ناز آیدهر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاسآن که محبوب من است از همه ممتاز آیدگر تو بازآیی و بر ناظر سعدی برویهیچ غم نیست که منظور به اعزاز آیدحضرت سعدی + نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:37 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...ادامه مطلب

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:24

ساقی به کجا* که می پرستم(کسی)تا ساغر می دهد به دستمآن می که چو اشک من زلال استدر مذهبِ عاشقان حلال استدر می به امید آن زنم چنگتا باز گشاید این دلِ تنگ...زین پیش نشاطی آزمودمامروز نه آن کسم که بودم...ساقی به من آور آن میِ لعلکافکنْد سخن در آتشم نعلآن می که گرهگشای کار استبا روح چو روح سازگار است...ساقی ز خُم شرابخانهپیش آر میی چو ناردانهآن می که محیطبخشِ کشت استهمشیرهٔ شیرهٔ بهشت استتا کی دم اهل، اهل دم کو؟همراه کجا و هم قدم کو؟...با هر که دراین رهی هم آوازدر پردهٔ او نوا همی سازدر پردهٔ این ترانه تنگخارج بود ار ندانی آهنگ...ساقی می مشکبوی برداربند از منِ چارهجوی بردار...حکیم نظامی + نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:39 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...ادامه مطلب

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:24

روزی در بندگی مولانا رباب میزدند و مولانا ذوقها میکرد؛از ناگاه عزیزی درآمد که اذان میگویند.مولانا فرمود که آن نماز دیگر، این نماز دیگر. هر دو داعیان حقّاند.یکی ظاهر را به خدمت میخواهد و این دیگر باطن را به محبت و معرفت حق دعوت میکند.موسیقی را تحقیر نکنید چون در آهنگ آن رازی نهفته است.مناقبالعارفین افلاکی + نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین ۱۴۰۳ ساعت 20:7 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...ادامه مطلب

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 306 تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 4:51

صفحه بندی