...روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم
ساکن کوی بت عربدهجویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم
بسته سلسلهٔ سلسلهمویی بودیم
کس در آن سلسله، غیر از من و دلبند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند، نبود
نرگس غمزهزنش، اینهمه بیمار نداشت
سنبل پُرشکنش، هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش، من بودم
باعث گرمیِ بازارشدش، من بودم...
وحشی بافقی
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40